|
خدای عزیز نامه های بچه ها به خدا ۱-خانم خدای عزیز من معتقدم که تو یک زن هستی.در واقع من کاملا مطمئنم.به نظر من به خاطر همین است که رودخانه ها آسمان و پرنده ها اینقدر زیبا هستند. اگر بر حسب اتفاق پسر هستی لطفا تلافی اش را سر من در نیاور پسر ها نباید دختر ها را بزنند. تریشا ۱۱ ساله ۲-خدای عزیز آیا خسته هم میشوی من میشوم.آن وقت ناراحت میشوی؟به همین خاطر رعدو برق و باران راه می اندازی؟ به من بگو پائولا ۱۱ ساله ۳-خدای عزیز آیا تلویزیون تماشا میکنی؟یا اینکه فقط زمین را روی یک پرده ی بزرگ میبینی؟ آیا کانالی برای تماشای فارست هیلز در نیویورک داری؟من آنجا زندگی میکنم لطفا به من بگو چه موقع های مشغول تماشای این کانال هستی تا من بتوانم لباس درست و حسابی بپوشم. سیبل ۱۱ ساله ۴-خدای عزیزی من با دوستانم یک کلوپ راه انداخته ایم به اسمه باشگاه طرفداران خدا دوست داری یک دکمه از ما بخری؟ما قصد داریم خودمان آنهارا درست کنیم همانطور که میدانی اعضای این کلوپ تا الان اینها هستند: تریس-مری-من-لین-پائولا-وتو باعشق سو ۸ ساله ۵-خدای عزیز با من دوست میشوی؟این کار اصلا برای تو هزینه ای ندارد و مجبور هم نیستی معجزه های خیلی زیادی بکنی. ویلیام ۸ ساله ۶-خدای خوب و عزیز من به تو احساس نزدیکی میکنم ما مثل اعضای یک خانواده هستیم شاید بتوانیم با هم ازدواج کنیم و این پیوند را محکم تر کنیم! عاشق تو تینا ۷ ساله ۷-خدای عزیز دوستت دارم فقط میخواهم از حالا بدانی که بعد از مرگ میخواهم با تو در بهشت باشم. همیشه عاشق تو سارا ۸ ساله ۸-خدای عزیز تو خدای عزیز من هستی برای من کسی عزیز تر ار تو نیست من خیلی تو را ستایش میکنم امیدوارم جواب نامه ی مرا بدهی و همیشه به من فکر کنی اگر دوست داشتی به من زنگ بزن! با عشق جری ۹ ساله ۹-خدای عزیز من به تو علاقه مندم هیچ شکی ندارم من خیلی دوست دارم آشپزی کنم امروز میخواهم یک چیزی برایت درست کنم با یک املت با نان و کره چطوری؟پنیر خیلی زیاد داخلش میریزم.گوشت خوک میخوری؟من جواب این سئوال را نمیدانم چون من مسیحی هستم تو شاید کلیمی یا چیزی شبیه آن باشی. با عشق ملیسا سو ۱۱ ساله ۱۰-خدای عزیز فکر میکنی این روز ها به اندازه کافی عشق وجود دارد؟من احساس میکنم مقداری کمبود هست. با عشق کن ۹ ساله
خلقت: و خداوند از روحش در انسان دمید!............. خداوندی که روحش خالصو پاکو پر از عشقو محبته! و انسان ها.................و انسان ها البته اکثرشون اونو کثیف میکنن سیاهش میکنن.............با هر چیزی که بگین گناه..دروغ..زنا....دزدی...قتل...و هر چیزی که بگین از یه دروغ کوچیک شروع میشه تا........امیدوارم همه ی انسان ها به راهه راست هدایت شن ...................... و..بگذریم.... و خداوند از روحش در انسان دمید.......... خداوند خالق است او خلق میکند ...و از روحه خودش در ما دمید از روحش که خلق میکنه یعنی چی؟یعنی انسان هم تا حدی قدرت خلق کردن داره ........آره داره با افکارش ......!!!!!!!!!! موفقیت و خوشبختی انسان در دست خود اوست اما ادم های نا موفق ان را به حساب سرنوشت و تقدیر میگذارند........... هر تصوری از خودتان داشته باشید در خودتان متجلی میشود...... آینده ی انسان به دست خود اوست به دست خود اوست هر تصوری از خود داشته باشیم در ما متجلی میشود!! انسان تنها کسی میشود که خود را انگونه ببیند انسان فقط به جایی میرسد که میتواند خود را در انجا ببیند خب.............انسان قدرت خلق کردن رو داره........ باا فکارش آره انسان با افکارش میتونه خلق کنه آینده ی خودشو زندگیه خودشو همه چیه خودشو خودش خلق میکنه!خدا این قدرت رو به ما داده که اکثرا نمیدونن کسی که الان هستیم نتیجه ی افکاری است که در گذشته داشته ایم! انسان اشرف مخلوقات برای چی خدا اشرف مخلوقاتش قرار داده؟چون از روحه خودش در اون دمیده چون بعضی قدرت ها رو در اون روح به اون داده ...... مثل همین خلق کردن......خدا از روحه خودش در ما دمیده که خییییییییلییییییییییییییییییییییییی مهربونه چطور دلمون میاد کثیفش کنیم؟ ببینین خدا چقد ارزش داده به ما از روحه خودش در ما دمیده یعنی ما خداییی ایم ..........آره .................. خلاصه انسان قدرت خلق کردن داره آیندوش زندگیشو خلق میکنه آرزوهاشو تصور میکنه باور میکنه بهشون فکر میکنه و هر فکر فرکانسی داره به کائنات فرستاده میشه کائنات همیشه میگه:فمانبردارم ارباب و این یه قانونه الکی نیست که همیشه همینطوره حالا به هر چیزی فک کنین خوب بد بخواینش نخواینش کائنات کاری نداره و همیشه میگه:فرمانبردارم ارباب این یه قانونی هست قانونه جذب قانون جاذبه که هست؟خب؟ حالا یه نفر اگر از بالای یه برج بیفته ادم خوب باشه بد باشه حتما میفته............ خب..حالا بیایین خداروشکر کنیم برا هممه چی و بریمو برا خودمون آینده ای رو که میخوایم خلق کنیم... ادامه دارد......
دردودل: ღ به نام خداღ
خدای من ای خدای مهربون من ای آفریدگار من پناهگاه من تکیه گاهم و بهترین دوسته همیشه همراهم ازت میخوام بهم کمک کنی در تمامه لحظات زندگیم به یادت باشم بهم کمک کنی بتونم اون روحه پاکیو که از خودت در من دمیدی پاک نگهش دارم خدا جون ازت میخوام به من یاد بدی فقط به خودتو خودم وابسته باشم دیگه به هیچ کس وابسته نباشم و ازت میخوام به من یاد بدی و کمکم کنی که فقط به خودتو خودم امیدوار باشم خدا جون ای مهربونه من به من یاد بده فکرای بدو از ذهنم دور کنم به من کمک کن بر افکارم تسلط داشته باشم بهم کمک کنو یاد بده فقط روی ارزوهام هدفم و چیزایی که میخوام متمرکز شمو فکر کنم!ازت میخوام همهی انسانهای جهان به خصوص نوجوون هاوو دوستامو هممرو به راهه راست هدایت کنی ازت میخوام تمامه فکرا و ذهنیت هاوو احساسای احمقانه و بد و بیخودو بیفایده رو از من دور کنی خدا جون بهم کمک کن تو همه چیز میدونم همیشه باهامی منم همیشه بر تو توکل دارم خدا جون به خاطر همه ی نعمتات بینهایت شکرت میکنم خدا جون من یکی از خواسته های همیشگیم اینه که آرزو هامو برام برآورده کنی و تو که خییییییییییییییییییییییلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی مهربونی راز رو تو زندگیم اوردی که ازش آگاه باشم و یاد بگیرم چجوری به خواسته هام برسم و از این راز بزرگت با خبر شم ازت متشکرم که هر روز یه درسیو به من یاد میدی بهم کمک کن خوب یادشون بگیرم خدا جون میخوام گریه کنمو باهات حرف بزنم ولی نمیشه!چون همه میان میگن چته چرا گریه میکنی و من دوست ندارم و نمیدونم چی جوابشونو بدم بگم به خاطر مهربونیایه خداهه که ازش شرمنده میشم مسخرم میکنن و...خدا جون همرو به راهه راست هدایت کن خدا جون دوست دارم بهم کمک کن گول این ابلیسو نخورم که ازش متنفرم و تنها کسیه که من ازش متنفرم ازت میخوام در تمامه لحظات زندگیم به من آرامش بدی تا آرامش داشته باشمو بتونم به دیگران هم بدم ازت میخوام به من شادی بدی تا شاد باشمو همرو هم شاد کنم ازت میخوام کاری کنی همیشه انرژی مثبت داشته باشم تا بتونم به همه هم بدم و همانطور که افسرده دل افسرده کند انجمنی را منم شاد میکنم انجمنی را!و خدا جون به من عشق بده تا بهمه عشق بدم بهم محبت بده تا مهربون باشمو به همه محبت کنم خدا جون میخوام گریه کنم ازت خجالت میکشم که این همه مهربونی از خودم خجالت میکشم که اینطوریم خدای من من یه جا خوندم بنده ای که خدایشو پرستش میکنه یواش یواش مثله خودش میشه البته منظورم فقط از مهربونیا ایناس تو خداااااااااااااااااایییییی و جز تو هیچ خدایی نیست خدا جونم میخوام گریه کنم آخه تو چقد مهربونی انقد مهربون که برا یه انسان قابل درک نیست خدا جون این طمعه خوبه صحبت کردن با خودتو از شادی لبریز شدنو به همه بچشون خدا جون میخوام گریه کنم گریه کردنو صحبت کردن با تو خیلی لذت بخشه البته این گریه گریه غم نیست تو به این مهربونی غمو یه هیچ بنده ات نمیدی مگر اینکه ابلیس وارد زندگیش شده باشه و مگه اینکه تو مشتاق خدا کردنش باشیو برای اینکه کاری کنی صدات کنه غمو دردو بهش بدی تا بیادت بیفته خدا جون این اشکه شوقه اشکه شوقی اینکه شکرت میکنم شکرت میکنم برا خودت یعنی شکرت میکنم که انقد مهربوی ازت متشکرم که مهربونی!!!بینهایت شکرت! همممرو به راهه راست هدایت کن آرزوهامو برآورده کن خدا جون ازت میخوام بهم کمک کنی دوست خوبی باشم خدا جون کاری کن یه چند وقت دیگه مثله همین الان که ازت تشکر میکنم آرزوهامو برآورده کردی شکرت کنم که وای متشکرم که آرزوهای جدیدو برا من آوردی و به من یاد بده خوب از راز استفاده کنم با استفادش به هر چیزی بخوام برسم و به همه هم یاد بدمو به همه امید بدمو روزی تو همین وبلاگ از تو اونجایی که میخوام باشم(خودت میدونی که آرزو*۴*میم)آپ میکنمو باز شکرت میکنمو اونکسی که میخوام میشمو بهتر از اونو بازم آرزوهای جدید متشکرم به خاطر اشکایه شوقم! خدایا شکرت به امید تو ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ ღ
ساعت:۳ بعد از ظهر مامان:میخوایم بریم خونه خالتینا! من:ماااماااااااااااان امتحانه ررریاضی دارم مستمرررر!!!!! مامان:خب تو نیا من:(تو فکرم:نه خب من که دوس دارم برم!) ساعت۴:مامان:نمیای؟؟؟اگه میخوای بیای حاضر شو من:در اینترنت با عجله از نت درمیام! آهنگ آسفایو میزارم نگا میکنمو حاضر میشم! ساعت ۴ و رب:در ماشین و رسیدیم! ساعت۶:اوووووف!میام تو اتاقم میس کال هارو نگا میکنم میبینم تینا ۳ بار زنگیده!با ذوقو شوق بهش میزنگم!۲۰ دیقه میحرفیم! ساعت۶ و ۲۰ :حسسسش نیست ریاضی بخونم!.... ساعت۸:اوه اوه ۸ شد هیچ چی نخوندم!!! ساعت ۸ تا ۱۰ :با هزار زحمت چرت میزنمو میخونم!بعد میبینم نخیر دیگه کشش ندارم!!... ساعت ۱۰ تا ۶ صبح:بلند میشم ساعتو میبینم شیشه میپرم از تخت پایین ریاضیمو در میارم بخونم!با هزااااار چرتو خواب آلودگی میخونم! ساعت ۶ و نیم:دارم فکر میکنم با این شناختی که من از معلمه ریاضیمون دارم!اوندفعه که گند زدم ریاضیو(شدم ۱۴ وایییی) امتحانه مستمر هم هست الانم که هییچی انگار بلد نیستم!پس طبق معمول خانم ائل نمره بد هارو صحیح میکنه!اونقت گفته پایینه ۱۸ بشین دفتر زنگ میزنن باباهاااااا!... منم میگم من که گند میزنم!خب پس نتیجه میگیریم!بهتره که نرمممم!!!!پس میریم میگیرم بخوابم!مامانم میاد ساعت ۷ بلند شو ببینم!من:خب حالا(دارم فکر میکنم چی بگم!؟!؟) یاده یه گفته تو راز میفتم اگه اون کاررو دوست ندارید دلیلی نیست که انجامش بدین!به به به به خیلی باحاله!!!....... مامانم میاد:بلند شو من:مامان من هیچی ریاضی بلد نیستم!گفته پایینه ۱۸ بشین دفترر!!!وایی امتحانه مستمره!من نمیرم!!! مامانم:چی؟؟؟بلند شو حاضر شو ببینم کار یاد گرفته نمیرم نمیرم!! من:من در خوابو بیداری به سر میبرم! بابام:ساعت ۷ و ربه ها! مامان:بلند شو!من:من نمیرم مامان:چرا؟من:چون امتحانه مستمره ریاضی داریم و هیچی بلد نیستمو میترسم برم!(من کلا از همون بچگی از ریاضی متنفر بوده و استرس داشتم!) مامان:بیخود!!!بلدی میخواستی دیروزنیای! من:(در فکر:من که همیشه منتظر یه فرصت بودم بحث کالجو زندگی تو امریکارو بیارم وسط(خالم اینا چون پسر خالم اونجاس اطلاعات زیاد دارن)حالا که دیروز میخواستیم دوس داشتم بیامممم!... من:دوس داشتمم بیام! مامان:ساعت۶ رسیدیم میخواستی بخونی! من:وقتی حسسش نبود فایده نداره!من نمیرم! حالا کلی جیغو ویغو دعوا! ساعت ۸ صبح:مامانم داره غر میزنه!!غر میزنه غر میزنه!میگه اگه از مدرسه زنگ بزنن میگم نخونده میاد!(مدرسمونم سمج ولنمیکنن میگن بیارش!)من سریع میام نت که مدرسه زنگ بزنه تل اشغال باشه!! الان ساعت ۸ و ۱۰ دیقه!!...نگرانم! من دارم فکر میکنم:خب من دوس ندارم تمامه روزامو با استرس بگذرونم!تازه ۱ روز مدرسه نرفتن حالا چیه مگه!!!!(۳شنبم نرفتم ۳ شنبه دیگه واقعا سرماخورده بودم نتونستم!حالا جالب دوشنبه اردو بود تینا نیومد من رتم ۳ شنبه من نرفتم تینا رفت ۴ شنبه من رفتم تینا نیومد و امروز!عجیبه ها!(فک نکنین مشکل از این قهرو دوستیای بچگومه داریم نه بابا اتفاقا تلپاته ایم!) تلپاته:جوری که فکرامونو حرکاتمون عیییییییییینه هم دیگس! داشتم میگفتم ادامه ی فکرم:من مهم ترین چیز زندگیم هدفمه یه عالمه هدفو آرزو دارم که مهم ترین چیزای زندگیمن!اول برا رسیدن به اونا باید بتونم برم خارج(آمریکا)من اونجارو دوس دارم بریم زندگی کنیمو اونجا درس بخونم!و حالا من مهم ترین چیز زندگیم هدف هامن نبایدبزارم هیچ چیز جلوشونو بگیره اصلا و ابدا!و من میتونم از چن راه برم یکی اینکه بریم تو این کاجا کههمون جا اقامت میکنیم که خیلی کیف دارهو خوبه و احتمالش هست!و...که ایمان دارم و مططططمئننممم میرسم به هدفام و راحت میتونم تو فکرم ببینمشو تصور کنمش!و باورش دارم و از طریق فکرم به کائنات میفرستمش!خب حالا نباید بزارم هر اتفاقی که حالا به میلم نیس یا هر چی حالا باعث دلسردیم بشه!... حالا یه روز مدرسه نرفتم ببین چه فکرایی که نمیان تو ذهنم همش تقصیر غرای مامانمه! حالا نمیدونین دیروز بحثه کالج. اینارو که اوردم وسط مامانبزرگم:ایشالا حالا یه شوهر گیرت بیاد!قشنگ باهم دیگه برین(من تو فکرم:ای خداا عجب شوووته مامانبزرگمم ها!از یه طرفم دارم حررس میخورم از یه طرف هم دارم بهش میخندم!)خالم:ای حرفا چیه دیگه حرفای قدیمیارو میزنیا!(من تو فکرم:ایول)حالا خالم میگه اول باید به فکر این باشی که چطور بری وقتی رفتی اونجا خونه و اینا خیلی ارزونه الان همین یکی از فامیلامون یه خونه تو اینجا رهن دادن تو تکزاس ۲ تا خونه خریدن!!! من(در فکر:خیلی خوبه اییوولللل!خب اینطوری که عالیه دیگه یه اتاق تو کالج باید خیلی ارزونترم باشه!)من یه کاج تو ایلی نویز-شیکاگو-وئاتون دیدم تو نت واییی خیلی خوبه!احتمال داره برم اونجا!البته قشنگ در فکرم میبینمش و به کائنات میفرستمش! خب بگذریم........ واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای حالا ۱ روز مدرسه نرفتما!انگار چی شده!عذاب وژدان گرفتم!!!!!!!!!!!!!!خب نمیخوام تااه روزم تو استرس باشه ۱ روز نرفتم حالا ۱ هفته دیگه هم به مدرسه ها نمونده بعد ۱۰ میریم امتحان میدیم۱۲ میاییم!حالا ۱ رووز فقط نرفتم!!!اه! تصمیم دارم به همه ثابت کنم که انسان چه قدرتی داره و وقتی روحه خدا که پاکه پاااکه درش دمیده شده خیلی قدرت داره خدایاشکرت برای هممه چی!من به همه ثابت میکنمو به آرزوهام میرسمو به همه نشون میدم که خدا همیشه با ماست ماییم که با اون نیستیم(خااک بر سرمون)آخه وقتی خدا از روحه پاک و قدرتمند و مهربونانه ی یخودش در ما دمیده!نمیتونمی وجود نداااارره!و انسانا چقد خرن که میرن اون روحشونو کثیف میکنن و منم همیشه از خدا میخوام بهم کمک کنه روحمو پاک نگه دارم! داشتم میگفتم که من ثابت میکنم به همه که با خدا و با کائنات میشه به ارزوهارسید و نمیشو غیر ممکنه و نمیتونمی وجود نداره! هه هه چه آپی شدا! وای من این عذاب وجدانرو چیکارش کنم؟!؟!؟! تین ایجیه دیگه چه میشه کرد؟ قربونه همه ی تین ایجرای باحاااااااااااااااااااااااال(عینه خودم فعلا....
a girl is sittning here with 5 best wishes 4 her self a girl who wants to be a really cool,nice,open minded,godly,pure,friendly,kind,witty,happy,always with possotive enerjy & in addition a cool person!!! my nice god is my best friend I trust believe love my nice god I want my wishes just from my nice god I want them from universe I must believe & feel them I'm really sure my dreams will become true & when I think about them you can find me with a really good mood! I feel everybody just want to dissapoint me about my dreams!but I don't care my dreams is all i've got! Imust believe them when someone wants to dissapoint me I 'll never be dissapoint but I'll be a little sad & I'll be cry in a few days sgo I read the secret book writes by Rhonda byrne I adore it the best book I've ever read!!!! I don't know why everyone around me wants to dissapoint me! I've a friend her name is tina she is in our school our wishes are the same! we are like soulmates! & everyone around us just want to dissapoint us!& that is really incredible! & they can't impress us but in their mind they really impress us & we forgot our dreams! they think our wishes are just like a baby's wish that the baby forget it in just 2 days!or shorter! but we still believe our wishes we want to prove it to everybody specially who wanted to dissapoint us we want prove them if we want our wishes from universe if we believe them they'll become true! everything is possible & nothing's impossible! every famous & nice persons like lisa nicoles bob praktor lorin ly mary cory!says want your wishes from universe! but the people around us they say puh haha those are reallysome fool sentences & if they were correct everybody got their dreams&...some other fool words the say!!!! I just trust god & want from my god to give me power 4 believe !!my wishes & give me patience if u believe that dreams come true there's one that's waiting there for you cause I believed whean i saw you thaty when u want something enough that it can't scape your love& THEREIS NOTHING IN THIS WORLD THAT CANNOT BE IF YOU BELIEVE! who will I be it's up to me all the never endings possibillity that I can see there is nothing in this world that cannot be!!!! hey guys my english isn't very good sorry if i write something incorrect! hmm...I'm a little bored! hey cool tomorrow is firday what are u ganna do on a friday night friday night friday night? what are u ganna do on a friday night aaaaaa let's go! that was a song from my fav band:U$5 download the secret book writes by rhona byrne: http://0w0.blogfa.com/post-232.aspx ok guys I think it's all for now! god bless sayonara :D
سلااااااممممممم سلامممی که توش آرامش داره!!! خوبین بچه ها؟؟؟چه خبر؟؟؟مرسی از اینکه به وبم سر زدیدو نظر دادید دیگه کم میتونم آپ کنم بخاطر مدرسه ها!! !همین که رفتیم امتحانا ریخت رو سرمون!!!توی المپاد جامعمون مرحله ۳ که الانه بوده شدم نفر ۱۰ به به واقعا چه شاهکارایی(همینشم خیلی خوبه!!! خداروشکر از این بدتر نشدم...) یه مطلبه خوشگل که من واقعا عاشقشم که تو وبلاگ الناز جون دیدمش: گفتم: خداي من! دقايقي بود در زندگيم كه دوست داشتم سر سنگينم را،بر شانه هاي صبورت بگذارم، آرام آرام برايت حرف بزنم و گريه كنم. در آن لحظه شانه ات كجا بود؟ گفت: تو نه تنها در آن لحظه دلتنگي ، بلكه در تمام لحظات بودنت بر من تكيه كرده بودي.من لحظه اي هم خودم را از تو دريغ نكردم و با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم. گفتم: پس چرا راضي شدي من براي اين همه دلتنگي ، اين گونه زار بزنم؟؟! گفت:اشك تنها قطره اي است كه قبل از آن كه فرود آيد ، عروج مي كند.اشكهايت به من رسيد و من يكي يكي بر زنگارهاي روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان ، چرا كه تنها اين گونه مي شود تا هميشه شاد بود. گفتم: آخر آن چه سنگي بود كه بر سر راهم گذاشتي؟؟! گفت: بارها صدايت كردم ، آرام گفتم از اين راه نرو كه به جايي نمي رسي ، ولي تو هرگز گوش نكردي و آن سنگ فرياد بلند من بود كه اي عزيز از اين راه نرو كه به ناكجا آباد هم نخواهي رسيد. گفتم:پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي؟؟! گفت: روزي ات دادم تا صدايم كني چيزي نگفتي ، پناهت دادم تا صدايم كني چيزي نگفتي ، مي خواستم برايم حرفي بزني . آخر تو بنده ي من بودي چاره اي جز نزول درد نداشتم ، تنها اين گونه شد كه صدايم كردي. گفتم: پس چرا همان بار اول كه صدايت كردم درد را از دلم نراندي؟!؟! گفت: اولين بار كه گفتي خدا ، آن چنان به شوق آمدم كه حيفم آمد ديگر خدا گفتن تو را نشنوم. تو باز گفتي خدا.... و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر ، من مي دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمي كني وگرنه همان بار اول شفايت مي دادم. گفتم:خدايا.... اي مهربان ترين خدا..... دوستت دارم. گفت: اي عزيزتر از هر آنچه كه هست...... من دوست تر دارمت. وای خیلی قشنگه! دردودل: خدا جون ای خدای مهربونم خیلی دوست دارم تو آفریدگار من پناهگاه من تکیه گاهه من و بهترین دوسته همممیشه همراهه منی عاشقتم خدا جون من به تو ایمان دارم و تورو میپرستم ومیدونستم و میدونمو خواهم دانست که تو چقد خوب مهربون بزرگ زیبا بخشنده دلسوز وقدرتمندی تو هیچ وقت منو ناامید نکردی و میدونم که نخواهی کرد تو هیچ وقت کسیو از خودت نا امید نمیکنی خدا جون یکمی ناراحتم یه کوچولو به خاطره مردم مردمایی که باهات حرف نمیزنن ازت دور شدن یعنی از خودشون دور شدن میدونی چیه خدا جون وقتی مثلا کسی چیزی میگه مثلا از ارزوهاش رویاهاش یا هدفش!حرف میزنه و کسی که داره میشنوه میگه اینارو نگا عجب تو خوابو خیالن چه خوابو خیالای برا خودشون میبافن!من فک میکنم او طرف ایمانش به تو قوی نیست البته میدونم نباید قضاوت کرد من که تو روحو ذهنه اون نیستم ولی خب از حرفای ادم ها هم تا یه حدودی میشه چیز فهمید خلاصه من حس میکنم که انگار ازت دورن آخه تو به همه چیز قادری همه چیزی هیچ شکی درش نیست هر چیزی ممکنه ما باید باورو ایمان بهش داشته باشیم و وقتی یکی میگه خیال یعنی خیال دیگه یعنی یه ماخولیا!یعنی فقط خیاله براورده نمیشه.در حالی که همه چیز ممکنه بعد که اینجوری میگن من میگم حتما ایمان ندارن دیگه که تو به همه چیز قادری حالا اون هدف چیزی نیس که حتی به نظر هم غیر ممکن بیاد برا تو آسونه از آب خوردن انساناهم آسونتر مثله چشمک زدنه انسانا به این آسونی برا تو خیلی آسونه تو به همه چیز قادری خلاصه ازت میخوام اونارو یعنی هممرو به راه راست هدایت کنی و کاری کنی به خودشون بیان و کمی باهات حرف بزنن آخه نمیدونن که حرف زدن باهات چه کیفی داره خودت که میدونی من در هر حال باشم وقتی باهات حرف میزنم از شادی لبریز میشم این لذت شادیزو به همه بچشون خدا جون ازت میخوام همه ی ذهنیت ها و فکرای بدو بیخودو بیفایده و احمقانهرو از ذهنه همه و خودم دور کنی و ما رو به راهه راست هدایت کنی ازت میخوام کاری کنی تمامه لحظات زندگیم پر از تو باشه خدا جون و هر لحظه ی زندگیمو بهم آرامش محبت شادیو انرژی مثبت بدی به همه بدی وآرزو هامو براورده کنی البته میدونم باید تلاش و باور ما ه ا هم باشه و یه مطلبی که من باز عاشقشم: در حدیثی از خداوند مهربان آمده است: چگونه بنده ی من در شداید غیر من امیدوار میشود؟در حالی که شداید در دست من است؟ چگونه در غیر مرا می زند در صورتی که کلید گشودن در ها در دست من است؟ شما میبینید قبل از مسئلت آنچه نیاز دارید به شما عطا میکنم آنوقت چگون ممکن است از من بخواهید و من ندهم؟ آیا بخیل هستم که بنده ام به من رجوع نمیکند؟آیا در نزد من عفو و رحمت نیست؟ آیا محل و مرجع همه ی امید ها و آرزو ها نیستم؟ پس چگونه بنده ام به دیگری روی می آورد؟ وای برکسانی که از رحمت من مایوس میشوند خیلی فشنگه میگما خدا جون امروز عجب روزه عجیبی بود!!!!!!تو مدرسه رفتار دوستم با ما(ما منو یکی دیگه از دوستام) !!!ازت میخوام هممونو به راه راست هدایت کنی ... خب بچه ها دیگه چه خبررا؟؟؟؟؟؟؟؟ میخواین یه چنتا عکس ببینیم!؟!: خوشگله نه؟ ok guys I think this is all 4 now! bye till hi god bless love u peace
قرآن من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است . خب...سلااااااااااااام خوفییننن؟؟؟؟؟؟؟ امروز میخوام یکم درمورده قرآن نطق کنم! یا دینی جز دین خدا میجویند؟ حال آنکه آن چه در آسمان ها و زمین است خواه و ناخواه تسلیم فرمان او هستند و همه به سوی او بازگردانده میشوند.بگو به خدا و به آن چه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان یعقوب نازل شده و آن چه به موسی و عیسی و پیامبران دیگر از جانب پروردگارشان نازل شده است ایمان آورده ایم.میان هیچ یک از آنها فرقی نمیگذاریم و در برابر او تسلیم هستیم و هر کس دینی جز اسلام اختیار کند از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است. سوره ی آل عمران آیات ۸۳ الی ۸۵ این بود ببینین گفته ما بینه هیچ کدوم از پیامبرای الهی فرقی نمیگذاریم و به انها و کتابهایشان هم ایمان داریم ولی الان اگر کسی روکسیرو ببینه انجیل میخونه یا تورات یا کتابهای الهی دیگه میگه مگه تو مسلمان نیستی و....در صورتی که قرآن تصدیق کننده ی اون ها هم هست و ما به اونا هم ایمان داریم و یه جا دیگه آخرش گفته: هر کس دینی جز اسلام در اختیار کند ازش پذیرفته نمیشودو تو قیامت زیانکاره!!!!!! خب...دیگه چطووررین؟؟؟؟؟؟راستی یه چیزه جالب دیدم: ساخت "داروي قرآن" براي بيماريهاي چشمي
يک پزشک مصري موفق شد با الهام از آيات سورهي يوسف(ع) داروي درمان آب مرواريد را بسازد. اين دارو که "داروي قرآن" نام دارد، توسط دکتر عبدالباسط محمد و با استفاده از ترکيبات موجود در عرق بدن انسان ساخته شده است. دکتر عبدالباسط محمد دربارهي نحوهي الهام از آيات قرآن براي ساخت اين دارو ميگويد: يک روز صبح در حال خواندن سورهي يوسف(ع) بودم که آيات 84 تا 93 اين سوره نظر مرا جلب کرد. حضرت يوسف(ع) که اکنون عزيز مصر است، در آيهي 93 خطاب به برادران خود ميگويد: "حال اين پيراهن مرا ببريد و بر روي صورت پدرم بيندازيد تا بينا شود." حضرت يعقوب(ع) در فراق فرزند خود يوسف(ع) بسيار گريه ميکند و بر اثر اين گريهها چشمهايش سفيد شده و بينايي خود را از دست ميدهد. اما با انداختن پيراهن يوسف(ع) بر روي چشمان پدر، بينايي حضرت يعقوب(ع) بازميگردد. او ميافزايد: من با خود فکر کردم که چه چيز در پيراهن يوسف(ع) ميتوانست اثر شفابخش بر چشمان يعقوب(ع) گذارد و سرانجام به اين نتيجه رسيدم که چيزي جز عرق بدن يوسف(ع) نميتواند عامل بينايي چشمان پدر باشد. با مطالعه بر روي ترکيبات عرق انسان و آزمايش آن بر روي خرگوشها به نتايج مثبتي دست يافتم. پس از آزمايش داروي خود بر روي 250 بيمار مبتلا به آب مرواريد و احراز 99 درصدي اثربخشي اين دارو، برايم مسجل شد که اين معجزهاي از سوي قرآن بود. يادآوري ميشود، قرار است يک شرکت داروسازي سوئيسي "داروي قرآن" را که بدون عوارض جانبي است و 99 درصد مؤثر بوده و به تأييد مؤسسات تحقيقاتي اروپا و آمريکا رسيده است، به توليد انبوه برساند. جالب بود نه؟قرآن پر از این چیزای علمیه که هنوز کشف نشده دوس دارم چنتاشم خودم کشف کنم خب...راستی گفتم که خاطرات روزانمم مینویسم خب حالا این امروز بود: صبح ساعت ۱۰:۴۰ اینا بود که بیدار شدم خیلی خوابم میومد آخه شبش ساعت ۳ خوابیده بودم بعد دختر عمم یه بچه ی ناااااااز داره به اسمه تنااااز! بعدشم که ناهارو اینا بعدم نزدیکای موقعی بود که میخواستن برن سات ۵ ۶ اینا دوستم زنگ زد داشتیم میحرفیدیم بعد صدای خدافظی اومدو اینا منم رفتم خدافظی کنم بعد میگفتن خدافظو ...برو تلفنتو بکن مزاحمت نمیشیم منم از خجالت آبیدمو رفتنو اینا... این از امروز!!!اااااا چقد مفید بوده واقعا!!! حالا یه چنتا عکسه شگفت انگیز:!!!!!
hey................ helloOoOoO!!!!!!!!........ Is anybody there????????? yoohOoOoO?!... سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خوفین؟؟؟؟؟؟؟؟ چه خبرا؟؟؟؟؟؟خب...این اولین آپمه میخوام خودمو توش معرفی کنم! خب...من اسمم امم..حدس بزنین!..... من دختری بسسیااار تینکر هستم!!!و دوس دارم در مورده همه چیز فکر کنمو بی اندازه کنجکاوم(بگو فوزول دیگه! ۱۴ و خوررده ای سالمه!!!بعد امم اخلاقام به نظر خودم:دوس دارم هی دوس پیدا کنم دوستای جدید البته هیچ وقت قبلیارو ول نمیکنم دیگه گفتم که کنجکاوو..اینا.. درسه مورد علاقه زیست و شیمی (میخوام داروساز شم)(صدامم خوفه!) دیگه من خودمو شناختم و عاشقه خدا و آرزوهام هستم...دیگه..چند روزی بود که میخواستم کتابه خدا قرآنو بخونم البته نه عربی که هیچی نمیفهمم میخواستم طوری باشه با کلماته واضح (من دیکتم اصلا خوب نیست! دیگه اینکه خیلی دوس دارم با همه تون که میایین ای وب آشناشم و از دوستی با همتون خوشحال میشم بعد خب حالا میخوام چنتا از مطلبای امیدانگیزو مورد علاقمو براتون بزاارم!: زندگی ایده ال خود را اکنون بکن! تو درس همان کسی میشوی که در نظر داری باشی تو درست به همان چیزی میرسی که در نظر گرفته ای برسی. تو همان چیزی را خواهی داشت که میخواهی داشته باشی. لورین لی. بزرگ و وسیع بیندیشید ارزو کنید برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید و سپس عمل کنید همین حالا این کار را شروع کنید آرزوی شما به واقعیت بدل میشود. لورین لی کاری را انجام بدهید که دوست دارید رئیس خود باشید و بابت کاری که انجام میدهید از خودتان دستمزد بگیرید.آن وقت ان دیگر کار نیست بلکه تفریح است. لورین لی شما چیزی را بدست می اورید که میگوئید فقط کلمات مثبت را بیان کنید وبنویسید کلمات قدرت بسیار زیادی دارند و همه را و همینطور شما را تحت تاثیر قرار میدهند! لورین لی رااستی ساله جدیدتون هم مبااارک امیدوارم سالی سرشار از موفقیتو خوشالی داشته باشین راستی من تو این وب خاطراتمم مینویسم رااستی این ریچی هست تو گروهه مورد علاقم آسفایو وایی خیلی خوشگله ریچی: خب..اینم از اپه اندفعه امیدوارم خوشتون اموده باشه فعلا....
|
About![]()
سلام به وبم خوش اومدین^^...من یه دختره سرخوشم!: 15 سالمه!و اینجا خونمه!تو اینجا مینویسم درباره ی رویاهام اتفاقای روزانه ..... اینجا دردودل میکنم!امیدوارم خوشتون بیاد! Archives6/22/2009 - 6/28/20095/29/2009 - 6/4/2009 5/12/2009 - 5/21/2009 4/25/2009 - 5/11/2009 4/11/2009 - 4/20/2009 3/21/2009 - 3/27/2009 Links
خاطرات یه دختر 15 ساله! |